مدنیهمه

حق انتفاع و هر آنچه باید در رابطه با آن بدانید؛

برسی جامع نکات و ماده به ماده حق انتفاع

بگذارید ابتدا با یک مثال ساده شروع کنیم :

باغی داریم که فعلا به آن احتیاج نداریم. به دوست خود می گوییم که از باغ استفاده کند یعنی به او حق استفاده داده ایم.

در اینجا عقد انتفاع بین مالک (مالک باغ)  و منتفع ( کسی که به او حق داده شده ؛ همان دوست) منعقد می گردد که به این عقد ، عقد موجد حق انتفاع می گویند.

اما تعریف حق انتفاع چیست ؟ (مواد ۴۰ تا ۵۴ قانون مدنی)

به زبان ساده حق انتفاع

یعنی اینکه شخص می تواند از منافع یک مال ، که این منافع به او تعلق ندارد ، استفاده کند.

توجه داشته باشید که در حق انتفاع منافع به شخصی که به او حق انتفاع به موجب یک قرارداد داده شده تعلق ندارد و صرفا می تواند استفاده کند و نکته در تفاوت حق انتفاع با عقدی مثل عقد اجاره هم در همین است که در ادامه بیشتر خواهید خواند .

ابتدا باید گفت که تعریف حق انتفاع در ماده ۴۰ قانون مدنی به شرح زیر آمده است که بهتر بود اینگونه نباشد و تفسیر ساده ماده همان بود که گفته شد :

ماده ۴۰

حق انتفاع عبارت ازحقی است که بموجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است مالک خاصی ندارد استفاده کند.

نکته ای که مهم است این است که حق انتفاع با مالکیت منافع (مانند  اجاره) تفاوت دارد و آن این است که :

  • در مالکیت منافع ما دو مالک داریم مثل ۱.موجر یا همان اجاره دهنده که مالک عین است و ۲.مستاجر که مالک منافع ولی در انتفاع صرفا یک مالک داریم که هم مالک عین است و هم منفعت
  • در مالکیت منافع ذرات منفعات (مثلا میوه های یک باغ) در مالکیت مستاجر است. ولی در حق انتفاع صرفا بهربرداری کردن است و منتفع شدن

به مثال های زیر توجه کنید :

  • مثال در مالکیت منافع : مستاجری باغی را به مدت یک سال اجاره می کند. مالک میوه ها مستاجر است. اگر مدت اجاره تمام شود و میوه ای هم در باغ مانده باشد مستاجر می تواند میوه های این یک سال را که از قبل مانده بردارد.
  • مثال در حق انتفاع : مالک باغ حق انتفاع را به مدت یک سال به شخصی می دهد . مالک میوه ها مالک باغ است و منتفع صرفا می تواند در طول این یک سال از میوه ها استفاده کند و اگر مدت تمام شد دیگر نمی تواند میوه های آن یک سال را حتی اگر باقی مانده باشد بردارد.

انواع حق انتفاع ؛

قانون مدنی پس از تعریف حق انتفاع در ماده ۴۰ آن را به سه نوع تقسیم می کند:

که به ترتیب عُمری و رُقبی و سُکنی می باشد که به توضیح و تفسیر هر یک در ادامه خواهیم پرداخت.

البته ۲ مورد دیگر نیز قابل بحث است که به صورت مجزی به آنها خواهیم پرداخت ۱. حبس مطلق ۲. حبس مؤبد

در ماده ۴۱  قانون مدنی به اولین نوع یعنی عُمری اشاره شده است و اینگونه تعریف می کند :

ماده ۴۱

عمری حقی انتفاعی است که بموجب عقدی ازطرف مالک برای شخص به مدت عمرخود یا عمرمنتفع و یا عمر شخص ثالثی برقرار شده باشد.

پس عُمری که از عمر می آید حق انتفاعی میباشد که به مدت عمر یک نفر بوده که آن فرد می تواند هر کسی باشد. اعم از منتفع (کسی که حق انتفاع دارد)، خود شخص و یا حتی شخص ثالث .

در ماده ۴۲  قانون مدنی به دومین نوع یعنی رُقبی اشاره شده است و اینگونه تعریف می کند :

ماده ۴۲

رقبی حق انتفاعی است که از طرف مالک برای مدت معینی برقرار می گردد.

رقبی از مراقبت می آید و حق انتفاعی است که به مدت معین داده شده است مثلا شش ماه ، یک سال ، یا چند سال در حالی که در عُمری یعنی نوع قبل مشخص نیست. (چون معلوم نیست یک نفر چقدر عمر می کند.)

در ماده ۴۳  قانون مدنی به سومین نوع یعنی سُکنی اشاره شده است و اینگونه تعریف می کند :

ماده ۴۳

اگر حق انتفاع عبارت از سکونت در مسکنی باشد سکنی یا حق سکنی نامیده می شود و این حق ممکن است بطریق عمری یا بطریق رقبی برقرار شود.

سکنی از سکونت می آید البته که قانون نباید این نوع را در کنار دو نوع دیگر می آورد زیرا موضوع ۲ نوع قبل مدت است در حالی که سُکنی مدت نیست .

حال می دانیم که طبق تعریف قانون سکنی می تواند از نوع عمری یا رقبی باشد.

مثال: شما خانه ای دارید که برای استفاده به دوست خود می دهید این حق انتفاع از نوع سُکنی میباشد چون در رابطه با سکونت است حالا مدت این سکونت می تواند عمری باشد یا رقبی یعنی به اندازه عمر دوست خود یا هر کس دیگر (عمری) و یا مدت معین مثلا شش ماه (رقبی).

حبس مطلق ؛

طبق ماده ۴۴ قانون مدنی در ادامه مواد مربوط به حق انتفاع اگر مالک برای حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد ( بدون مدت باشد ) به آن اصطلاحا حبس مطلق می گویند.

ماده ۴۴

در صورتی که مالک برای حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد حبس مطلق بوده و حق مزبور تا فوت مالک خواهد بود مگر اینکه مالک قبل از فوت خود رجوع کند.

حبس یعنی عقد موجد حق انتفاع و چون مدت ندارد به آن مطلق می گویند.

اما نکات این ماده :

  1. حبس مطلق با فوت هر کدام از طرفین (مالک یا منتفع) از بین می رود.
  2. مالک می تواند قبل از فوتش از حقی که داده رجوع کند و بگوید دیگر نمی خواهد (نکته آنکه در عمری و رقبی این حق وجد ندارد و اینجا استثناء است) اصل بر عدم رجوع است
  3. منتفع (کسی که حق انتفاع به اون داده شده) نیز می تواند از حق خود رجوع کند .
  • پس حبس مطلق عقدی جایز است.
  • اما نکته دیگر آنکه حبس مطلق با حجر به هم نمی خورد.

برسی ماده به ماده و ذکر نکات مهم

تا اینجا به ذکر کلیات در راربطه با حق انتفاع و توضیح انواع آن پرداختیم در ادامه به برسی ماده به ماده و سایر نکات مرتبط با حق انتفاع خواهیم پرداخت ؛

ماده ۴۵ قانون مدنی :

ماده ۴۵

در موارد فوق حق انتفاع را فقط درباره شخص یا اشخاصی می توان برقرارکردکه در حین ایجاد حق مزبور وجود داشته باشند ولی ممکن است حق انتفاع تبعا برای کسانی هم که درحین عقد بوجود نیامده اند برقرار شود و مادامی که صاحبان حق انتفاع موجود هستند حق مزبور باقی و بعد از انقراض آنها حق زائل می گردد.

طبق ماده ۴۵ قانون مدنی حق انتفاع مانند هر حق دیگری و طبق اصل باید به موجود داده شود (یعنی کسی که وجود دارد حالا می خواهد جنین و حمل باشد یا انسان موجود) و نمی توان حق انتفاع را به معدوم داد.

مثال : به دوستتان بگویید حق انتفاع از این باغ را به بچه ات می دهم در حالی که او هنوز بچه ای ندارد. اما

می شود حق را به موجود بدهیم و بگوییم بعد از تو برسد به بچه ات یعنی به تبع موجود حقی را به معدوم بدهیم.

مثال : به دوستتان بگویید این حق را به تو دادم بعد از خودت برسد به بچه ات.

ماده ۴۶ قانون مدنی :

ماده ۴۶

حق انتفاع ممکن است فقط نسبت به مالی برقرار شودکه استفاده از آن با بقاء عین ممکن باشد اعم از اینکه مال مزبور منقول باشد یا غیرمنقول و مشاع باشد یا مفروز.

در این ماده مقرر می دارد که باید استفاده از آن با بقای عین ممکن باشد ؛ یعنی از اموال مصرف شدنی نباشد.

ماده ۴۷ قانون مدنی :

ماده ۴۷

درحبس اعم از عمری و غیره قبض شرط صحت است.

حق انتفاع از عقود عینی است به زبان ساده یعنی آنکه قبض (تسلیم مال) شرط صحت عقد است (اگر مال تسیلم نشود به منتفع عقد صورت نگرفته است.

مواد ۴۸ ، ۵۰ و ۵۲ قانون مدنی ضمن یک عنوان مطرح می شود ، نقش منتفع در عقد موجد حق انتفاع :

ماده ۴۸

منتفع باید از مالی که موضوع حق انتفاع است سوءاستفاده نکرده و در حفاظت آن تعدی یا تفریط ننماید.

ماده ۵۰

اگر مالی که موضوع حق انتفاع است بدون تعدی یا تفریط منتفع تلف شود مشارالیه مسئول آن نخواهد بود.

ماده ۵۲

در موارد ذیل منتفع ضامن تضررات مالک است:

الف) در صورتی که منتفع از مال موضوع انتفاع سوءاستفاده کند.

ب) در صورتی که شرایط مقرره ازطرف مالک را رعایت ننماید و این عدم رعایت موجب خسارتی بر موضوع حق انتفاع باشد.

منتفع در حق انتفاع ، امین است. و تنها در صورت تقصیر مسئول است (تعدی و یا تفریط ماده ۹۵۳ قانون مدنی)

ماده ۴۹  قانون مدنی :

ماده ۴۹

مخارج لازمه برای نگاهداری مالی که موضوع انتفاع است برعهده منتفع نیست مگر اینکه خلاف آن شرط شده باشد.

مالی که موضوع حق انتفاع است ۲ سری مخارج و هزینه دارد که ماده ۴۹ صرفا یکی از انها را گفته اما از مفهوم مخالف میتوان آن یکی دیگر را با توجه به اصل موضوع برداشت کرد :

  1. مخارج نگهداری اصل مال
  2. مخارج استفاده مثل بنزین ، روغن و ..
  • در حق انتفاع مخارج نگهداری با مالک است و مخارج استفاده با منتفع است.

البته نکته مهم در رابطه با ماده مذکور این است که می توان در قانون مدنی خلاف آن را شرط کرد.

و نیز با توجه به اصل کلی در رابطه با حق انتفاع تشخیص این امر که کدام هزینه ، هزینه نگهداری و کدام استفاده است با عرف است.

ماده ۵۱  قانون مدنی :

ماده ۵۱

حق انتفاع در مواد ذیل زایل می شود :

۱. در صورت انقضاء مدت .

۲. در صورت تلف شدن مالی که موضوع انتفاع است.

مقرر می دارد که راه های از بین رفتن حق انتفاع در موارد زیر است :

  1. انقضای مدت : که با از بین رفتن مدت حق انتفاع از بین می رود.
  2. تلف مال : اگر مال از بین برود. (نکته آنکه اگر مال مثلی باشد با دادن مثل آن مال نیز ، حق انتفاع پا برجا نخواهد ماند.)

مواردی نیز هست که قانون به آن اشاره نکرده اما در مواد قبل به آن اشاره شد مثل رجوع مالک در حبس مطلق یا مرگ منتفع در حبس مطلق.

ماده ۵۳  قانون مدنی :

ماده ۵۳

انتقال عین از طرف مالک به غیر موجب بطلان حق انتفاع نمی شود ولی اگر منتقل الیه جاهل باشدکه حق انتفاع متعلق به دیگری است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت.

در این ماده فرضی قانونی مطرح شده است بگذارید برای درک بهتر با یک مثال توضیح دهیم :

شما  به عنوان مالک یک باغ حق انتفاع از آن را به دوستتان برای یک سال داده اید . بعد از ۴ ماه شما تصمیم میگیرد ملک خود را می فروشید . اولا این فروش ملک شما درست است و مشکلی ندارد دوما با فروش دوستتان حق انتفاعش از بین نمی رود و می گوید برای من فرقی ندارد که مالک چه کسی است . اما خریداری که از شما باغ را خریده اگر جاهل باشد و نداند که حق انتفاع وجود دارد می تواند معامله اش را با شما فسخ کند.

ماده ۵۴  قانون مدنی :

ماده ۴۳

سایرکیفیات انتفاع از مال دیگری به نحوی خواهد بودکه مالک قرارداده یا عرف و عادت اقتضاء بنماید.

در رابطه حق انتفاع اصل آن چیزی است که در قرارداد ذکر و بر آن توافق شده است و اگر چیزی نباشد و به عنوان مثال موردی پیش بیاید که نیاز به تصمیم گیری باشد ملاک تصمیم گیری عرف است .

ذکر چند نکته :

  1. حق انتفاع یک حق مالی است و حق مالی اصولا قابل نقل و انتقال است.

پس حق انتفاع قابل نقل و انتقال است چه به صورت ارادی و چه قهری (به ارث رسیدن). یعنی خودش می تواند به دیگری بدهد و یا به ورثه برسد.

استثنائا اگر حق  انتفاع وابسته به شخصیت یک فرد باشد ( مثلا بگوییم فقط به محسن و چون دوست من است این حق را می دهم و اگر کس دیگری بود نمیدادم و نمی خواهم دیگری این حق را داشته باشد ) در این صورت قابل نقل و انتقال نیست.

 

  1. عقد موجد حق انتفاع می تواند معوض یا مجانی باشد.

لازم به ذکر است در حقوق عقود در یک تقسیم بندی یا :

  1. معوض اند (مثل بیع ، اجاره و ..) یعنی باید در قبالش پول و یا .. بگیرد.
  2. مجانی اند (هبه ، عاریه و ..) یعنی عقد ماهیتا عوض ندارد و نباید گرفت.
  3. و یا هم معوض هستند و هم مجانی و فرقی ندارد. (مثل عقد موجد حق انتفاع)

در نتیجه مالک حق انتفاع هم می تواند درصورت تمایل عوض یا همان وجهی را به عنوان مثال بگیرد و یا نگیرد که در این صورت مجانی است.

حبس مؤبد ؛

آن عقدی است که مال از مالکیت حابس ( حبس کننده ) خارج نمی شود ولی برای محبوس لهم ( کسی که مال به نفعش حبس شده ) تا ابد حق انتفاع برقرار می شود.

طبق این تعریف حبس مؤبد شبیه عقد موجد انتفاع است ( که عمری یا رقبی بود ) با این تفاوت که در انتفاع حبس موقت است و نهایتا با مرگ و یا مدت زمان انقضاء پیدا می کند همان طور که گفته شد ولی حبس مؤبد دائمی است تا ابد .

قبل از شروع مبحث بعد لازم است اشاره کنیم که در برخی از تاسیسات و مباحث حقوقی بحث تفاوت اذن با پاره ای از عقود مطرح می شود که این امر حاکی از آن است که آشنایی با اصول ناظر بر این رکن حقوقی اجتناب ناپذیر است. لذا توصیه آن است که نسبت به درک این مفاهیم توجه لازم به عمل آید .

اذن و اباحه در انتفاع و تفاوت آن با حق انتفاع :

در تعریف انتفاع گفتیم حقی است یعنی شخص می تواند از منافع یک مال که این منافع به او تعلق ندارد استفاده کند.

اما همانطور که از عنوان مشخص است اذن در انتفاع حق نیست و حقی به وجود نمی آید و فقط اذن است.

مالک به منتفع اذن داده و اذن هم قابل رجوع است.

در عقد عاريه نيز چنين است مستعير (کسی که مال به او داده شده) تنها اذن دارد در بهره بردن از مال مورد عاريه است.

بگذارید مثالی بزنیم :

مثلا فرض کنید شما ملکی دارید و اذن بهره بردن از آن را به دوست خود می دهید که به آن اصطلاحا اذن در انتفاع می گویند.

سوال ؟ پس با این تفسیر نباید تفاوتی میان این دو باشد چون در ظاهر تفاوت چندانی ندارند اما نکته اینجاست که تمام پاسخ در همان کلمه اذن است و با توجه به همین مفهوم تفاوت هایی میان اذن در انتفاع و حق انتفاع وجود دارد که به شرح زیر است :

  1. اذن به صورت کلی قابل رجوع است (یعنی می توان در هر لحظه تصمیم بگیرد که دیگر اجازه استفاده ندهد) اما حق قابل رجوع نیست مگر به وسیله آنچه اسباب انقضای حق و یا از بین رفتن حق باشد که ذکر شد. مثل فوت یکی از طرفین یا اتمام مدت حق انتفاع.

مثال اذن استفاده از خانه داده شده اما هر وقت بخواهد میتواند بگوید دیگر نمی خواهم ولی در حق اینگونه نیست که هر وقت خواست بتواند منع کند.

  1. مرگ مالك يا منتفع حق انتفاع را از بين نمى‏برد . درحالى‏كه اذن به محض فوت اذن دهنده، خاتمه مى‏يابد. (البته در حبس مطلق که توضیح داده شد و حق انتفاع عمری که مدت آن با عمر است از بین خواهد رفت)
  2. اذن قابل نقل و انتقال نیست چه قهری و چه ارادی ولی حق قابل نقل و انتقال است.
  3. اذن ابتدا (یعنی برای شروع) و استداما (یعنی ادامه پیدا کردن و بهرمند شدن از حق) نیاز به اراده مالک دارد ولی حق صرفا ابتدا نیاز به اراده مالک دارد.

مثلا شخص خانه ای را به اذن انتفاع داده (ابتدا) و هر وفت بخواهد می تواند رجوع کند (پس استداما نیز نیاز به وجود اراده در اذن بردن شخص منتفع نیز هست)

  1. حق انتفاع غالباً به وسيله عقد به وجود مى‏آيد و تا زمانى كه طرف عقد، آن را قبول نكند واقع نمیشود. درحالى‏كه اذن، ايقاع است و اراده اذن دهنده در وقوع آن كافى است و رد يا قبول مأذون در وقوع يا انحلال آن نقشى ندارد.
  2. حق انتفاع در رابطه با اموال مصرف نشدنی به وجود می آید (طبق ماده ۴۶) اما در اذن چنین قیدی وجود ندارد.

مثلا در اذن صاحب خانه به میهمانان اذن در خوردن میوه می دهد و طبق قواعد مربوط و توضیحات داده شده میهمان حق بردن آن میوه را ندارد همچون حق انتفاع و فقط می تواند از آن استفاده کند. مگر صاحب خانه این اذن را نیز داده باشد.

  1. قبض شرط صحت حق انتفاع است در حالی که در اذن اینگونه نیست و صرف اذن دادن حق برقرار می شود.

اباحه در انتفاع نیز همان اذن در انتفاع است با یک تفاوت که مخاطب اباحه در انتفاع عام است ولی در اذن خاص است.

تفاوت اجاره و حق انتفاع :

( هر یک از موارد زیر به صورت مفصل در متن بالا توضیح داده شده و اینجا صرفا به ذکر تفاوت ها پرداخته ایم )

  1. در اجاره مالکیت ایجاد میشود ولی در حق انتفاع صرفا حق انتفاع و بهرمندی ایجاد میشود.
  2. اجاره معوض است در حالی که حق انتفاع می تواند معوض باشد.
  3. اجاره همیشه لازم است در حالی که حق انتفاع در حالت حبس مطلق جایز است.
  4. در اجاره امکان اجاره دادن توسط مستأجر وجود دارد ولی در حق انتفاع وجود ندارد.

در ادامه برای آشنایی بیشتر با چگونی صدور رای و رویه قضایی در رابطه با حق انتفاع می توانید از لینک زیر یک نمونه دادنامه بدوی و تجدید نظر در رابطه با حق انتفاع را دانلود نمایید ؛

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن